اين چه شوري است كه دور قمر ميبينم   

همه آفاق پر از فتنه و شر مي بينم

 

حوادث بعد از انتخابات سال جاري نگراني عظيمي در بين دوستداران اين مرز و بوم ايجاد كرده است.

افرادي از طيف هاي مختلف سياسي براي برقراري آتش بس تلاش كردند كه انشا الله در اين خصوص مطالبي بعدا خواهم نوشت.

اما انچه كه در اين ميان فراموش شده است نقش نخبگان فرهنگي جامعه است. به يقين روح لطيف اين قشر محترم تاب دعواهاي سياسي را نخواهد داشت...

پس به نقش وارثان حافظ و سعدي توجه كنيم.

مطلب زيبايي از استاد گرامي عبدالجبار كاكايي  در اين خصوص تقديم ميكنم.

اين روز ها اصلا روزهاي خوبي نيست . مثل اسب عصاري، داريم برمي گرديم سر جاي اولمان، تكرار تجربه سي سال پيش پس از اين همه سالهاي پر فراز و نشيب و تحمل تجربه ، براي ملت ما تاسف آوراست. گرهي كه با دست باز مي شد، داريم با دندان باز مي كنيم . زندگي ما در اين سي سال، يك سمفوني منظم و پر فراز و نشيب بود، اما مدتي ست بخش آرام اين سمفوني نواخته نمي شود. شور شيپورها، فرصت ها را مي سوزاند. لذت تثبيت، توسعه و بسط قدرت ِسياستمداران باعث شده است تا لايه هاي متفاوت جامعه ي ما كه قرنهاست در كنار هم زندگي مسالمت آميزي دارند به رويارويي هم برخيزند.  متدينان در برابر متشرعان،  متجددان در برابر سنت گرايان، روشنفكران در برابر عامه، تحريك غرايز مذهبي، تحقير احساسات ملي .و اكنون گروهي از مردم احساس گناه مي كنند و گروهي ديگر احساس بي هويتي.

اين روزها اصلا روز هاي خوبي نيست برادرشاعرم دريافته كه ما بعد قرنها شام غريبان را با شب يلدا تاخت مي زنيم اما مردم ما تا هميشه هم شام غريبان دارند و هم شب يلدا . شاعران ميانجي باشند بهتر است . معركه گيران اين ماجرا از ما مردم هفت هزار ساله نيستند. دردو هيات مجاور شاهد دو ماجرا بودم گروهي از اينكه تهران كوفه شده است زار زار مي گريستند از ته دل وگروهي ديگر براي ريشه كني ظلم دعا مي كردند . خدا حكيم است و براي اجابت اين دو دعا از کسی  استعلام نمي كند .

اين روز ها اصلا روزهاي خوبي نيست . ما همه عصباني هستيم همين .

 

برف مياد خدا كنه پرنده طاقت بياره

باد مياد خدا كنه بوي رفاقت بياره

 

عمريه ديوار هميم ، فاصله حرف آخره

پناه بال و پرمون سقفاي بي كبوتره

 

تو گلدوناي خونگي  داره مي پوسه ريشه مون

گنجشكك اشي مشي نوك مي زنه به شيشه مون

 

عمريه پشت ميله ها، ترانه خون ِقفسيم

خيس مي شيم، گوله مي شيم، اما به هم نمي رسيم

 

عكس پرنده مي كشيم رو پشت بوم نقاشي

شايد بياد رو بوم ما ، گنجشكك اشي مشي

 

كاشكي بياد، آبي بشه، تو نقشاي كاشي بره

كاشكي بياد، ماهي بشه، تو حوض نقاشي بره

 

زخما رو مرهم بذاره، نقل حكيم باشي بشه

بياد ورنگ آبي حوضاي نقاشي بشه

نوشته شده توسط ابراهیم و فردین جمشیدزاده  | لینک ثابت |